فصل شیدایی
یزد

معرفی پروژه یزد

تاریخ اجرا: ۹۴/۰۲/۰۵  لغایت  ۹۴/۰۲/۱۵ به مدت ۱۱ شب

دارالعباده برای فصل شیدایی آغوش گشود؛ پس از یازده شب اجرای پرشور در یزد، شب پایانی اجرای نمایش فصل شیدایی با استقبال بی نظیر مردم یزد همراه شد. جمعیتی چهارده هزار نفری که حتی تا تپه های اطراف محل اجرا، خود را رسانده بودند، شبی به یادماندنی را رقم زدند. یزد صفحه درخشان دیگری در آلبوم خاطرات مرکز مهنا ثبت کرد.
اولین پروژه مرکز مهنا در آغاز سال ۱۳۹۴ استان یزد بود که با ویژگی های منحصر به فردی اجرا گردید . پیش تولید پروژه فصل شیدایی از اسفند ماه ۹۳ آغاز شده بود و در ایامی که اجرای نمایش در استان بوشهر انجام می شد، تیم صحنه و دکور در شهر یزد مشغول آماده سازی زمین لوکیشن و خاکبرداری و مسطح نمودن منطقه بودند .
کلیه مراحل نصب دکورها، تجهیزات فنی، تمرین بازیگران(سربازها)، و آماده سازی نمایشگاه فقط در مدت ۲۰ روز ( از تاریخ ۱۴/۰۱/۹۴ لغایت ۰۴/۰۲/۹۴ ) انجام شد و نمایش به مدت ۱۱ شب از تاریخ ۰۵/۰۲/۹۴ لغایت ۱۵/۰۲/۹۴ اجرا شد که با استقبال بی نظیر مردم روبرو گردید.ثبت رکورد ۱۴ هزار تماشاگر در مراسم اختتامیه، در اجرای یک نمایش زنده آن هم با محتوای مذهبی و انقلابی بی نظیر می باشد.( لازم به ذکر است که جمعیت مذکور بدون هماهنگی های سازمانی و وسایل عمومی همچون اتوبوس و با خودروهای شخصی در منطقه ای خارج از شهر حضور پیدا کردند، در حالی که افراد در روزهای قبل از حضور در محل نمایش، باید به مراکز اعلام شده جهت تهیه بلیط مراجعه و کارت ورود دریافت می نمودند )
* بومی سازی صحنه های معاصر و پرداختن به سوژه های استانی از جمله : حادثه طبس، شهید صدوقی و شهید منتظر القائم، بازسازی عملیات رمضان و شهید عاصی نژاد و همچین اشاره به ترویج فرقه های ضاله در آخرالزمان و تهدیدات اعتقادی استان توسط ماهواره ها از جمله آیتم های ویژه نمایش بود.

عوامل ستاد مركز

مدیر مرکز : علیرضا کوهفر
مدیر پشتیبانی: شهاب فراهانی
مسئول تدارکات: مرتضی آقابابا
تدارکات: مجتبی زارعی
مسئول دفتر: سید حمید موسوی
مسئول مالی: رسول ایرجی
مسئول واحد سمعی و بصری: سجاد محمدی

معرفی عوامل

طراح و کارگردان : سعید اسماعیلی
دستیار اول کارگردان :
حسن بزرا
دستیاران کارگردان : سامان غنائمی/حسین بلبل آبادی/ کاظم عینعلی
راوی و نویسنده متون : رسالت بوذری
مدیر تولید و برنامه ریزی : محمد نیاکان
مدیر تدارکات : نادر قنبری
گروه تدارکات : / حجت اله مقدسی  / حسن عرب زاده / فضل اله کاظمی/
طراح صحنه ، لباس و دکور : آنه محمد ایری
گروه اجرایی صحنه ،دکور و لباس : سعید جعفری/ محمد شهریاری / بهروز محسنی /
آتلان ایری/ سعید رقایی/
طراح نور : عباس رحمانی پور
گروه نور پردازی : / سید حنیف خیر الامور/ محمدحسن اسفندیاری/ علی ینکجه فراهانی / عباس رحیمی /مهدی رحیمی/حامد دوستی /حسین کشاورزی
طراح جلوه های ویژه میدانی : محمدرضا ترکمان
گروه جلوه های ویژه میدانی :  ابوالفضل یارمحمدی / حمید رضا ترکمان/ محسن رجبی تنها
طراح صدا: سعید اسماعیلی
گویندگان: زنده یاد اسماعیل قادرپناه/ چنگیز جلیلوند/ پرویز بهرامف نصراله مدقالچی/ احمد رسول زاده /وحید جلیلوند / عبدالجبار کاکایی/ مهران دوستی
صداپیشگان: زنده یاد ابوالفضل فیاضی/حسن بزرا / علی فلاحت پیشه / علیرضا مهران / رسالت بوذری
میکس و مسترینگ: سهند انتظام
و با خاطره ای از قطعه بیاد ماندنی فیلم سینمایی « سفیر »
مدیحه سرایان : منصور ارضی / محمود کریمی / محمدرضا طاهری / حسن خلج / باسم کربلایی
تولید قطعات تصویری و مدیر پخش صدا و تصویر: علی اسماعیلی
گروه اجرای پخش صدا و تصویر : صادق فتاحی / روح اله تهرانی / حسین ذوقی / امیرحسین تهرانی
تهیه شده در : مرکز هنر های نمایشی انقلاب اسلامی ( مهنا )

عکس‌ها
نمایش
    yazd1 yazd2 yazd3 yazd4 yazd5 yazd6 yazd7 yazd8 yazd9 yazd10 yazd11 yazd12 yazd13

    Warning: mysql_query() [function.mysql-query]: Access denied for user 'mohanna'@'localhost' (using password: NO) in /home/mohanna/public_html/wp-content/themes/mohanna/single.php on line 130

    Warning: mysql_query() [function.mysql-query]: A link to the server could not be established in /home/mohanna/public_html/wp-content/themes/mohanna/single.php on line 130

    Warning: mysql_fetch_object(): supplied argument is not a valid MySQL result resource in /home/mohanna/public_html/wp-content/themes/mohanna/single.php on line 131
فیلم
VIDEO
VIDEO_3
طرح‌های گرافیکی
    بیلبورد 18-6- Poster Yazd

    Warning: mysql_query() [function.mysql-query]: Access denied for user 'mohanna'@'localhost' (using password: NO) in /home/mohanna/public_html/wp-content/themes/mohanna/single.php on line 334

    Warning: mysql_query() [function.mysql-query]: A link to the server could not be established in /home/mohanna/public_html/wp-content/themes/mohanna/single.php on line 334

    Warning: mysql_fetch_object(): supplied argument is not a valid MySQL result resource in /home/mohanna/public_html/wp-content/themes/mohanna/single.php on line 335
سازمان‌های مشارکت‌کننده
IMG_20151013_100444 IMG_20151013_100447 IMG_20151013_101320

پیامک برگزیده

اقاجون حالا اون دختری که همه جور گناهی کرده بود الان انتظامات فصل شیدایی شده…اقاجون بین خودمون بمونه برام سخته از مهریز بیام و برم اما اقاجون اخرش اومدن شما را نشون میدن. اگه صد سال هم بود هرشب میرفتم شاید ی بارش واقعا شما سوار اون اسب بیاید. بازم از گناه خسته شدم زود بیا دلم تنگه. میترسم اون قدر گناه کنم که نتونم نوکر تو باشم…


سلام اقاجون منم همون که ی روز از گناهاش خسته شده بود رفت سر قبر شهدای گمنام….اون شهید گمنام 21 ساله شد دوس پسرش اما این دوس پسر با دوستی های دیگه فرق داشت…اون هر وقت دلم میگیره کنارمه…اقاجون یادته من همونم که خادم الشهدا رفتم اهواز…شما کمک کردی وگرنه اون دختری که نمیدونست چادر چیه وپر گناه بود به شهدا چه کار داشت(ادامه دارد)


هزاران نفر نمایش شما رو میبینن …شک نکنید اگر حتی یک نفر قلبش منقلب بشه اجر معنویتون قبوله .من سفر کربلا نمیخام …دل من کربلایی شد امشب …خواستم از خدا منو ببخشه بخاطر تمام درهایی که زدم و هیچکدام در خانه ی او نبود …امیدوارم امشب غروب اشکهای همه ی دلسوخته ها باشه به برکت شفاعت و وساطتت پنج تن …دیدم همه جا بر در دیوار حریمت …جایی ننوشته ست گنهکار نیاید …اومنتظر ماست که ما برگردیم ..ماییم که در غیب کبری ماندیم ……اجرتون با امام زمان …زحماتتون مقبول درگاه حق


گفته بودید دل نوشته هامونو براتون بفرستیم/راستش چند جمله ای باخدای خودم درددل میکنم /به خدای عزیزم میگم مهربونم منوببخش بخاطرهمه ناسپاسیهام/منوببخش بخاطرهمه نامهربونیهام/منوببخش بخاطرهمه گناهام/میدونم که خیلی بی چشم وروهستم/میدونم که مثل همیشه نمک میخورم ونمکدون میشکنم/ولی بازهم امیدبه ببخششت دارم چون میدونم که بازهم مثل همیشه هوامو داری ودستم ومیگیری بااینکه از سرتاپادرگناه باشم/چون شیعه حضرت علی هستم وفقط فقط فقط امیدم به همینه چون شیعه امیرمومنانم/التماس دعا


خداوندا ببین حال مراامشب بیین اندوه پنهانم من ازبهرخوشی وعیش ونوش خودبه اینجاامدم امشب من ازبهرتاتری طنزودنیاخنده اینجاامدم امشب ولی حالانگاهم کن ک مرواریداشکم میچکدازقعرچشمان چودریایم که زانومیزنم برخاک همان خاکی که شدقالی قرمززیرسم اسب اقایم من امشب درمیان اخرین فصل خزان خودمیان اولین فصل بهار توخودمم رابا کمی تاخیرولی اخرصداکردم


سلام از ابتدا تا انتها باچشمانی اشکبار و دلی شکسته به تک تک اهل بیت توصیفی توسل کردم و با صدای بلند فریاد می کردم و شفای طفل ۶ ماهه هم را خواستم و گفتم تا شفا ندهید نمیروم وقتی فرمودید تابوت حضرت زهرا شفا بخش است دل بر او گرفتم و به خانه امدم در حالی که گونه هایم لبریز از اشک بود و امروز کودکم را شفا یافته دیدم .ممنونم یک دنیا از شما که حال منقلبی را برایم تداعی کردیدموفق باشید.


باسلام واقعاهرچی فکرش میکنم چی بنویسم که یه ذره ازاون احساساتی که باعث منقلب شدنم شده روبیان کنم واقعازبانم قاصره…عزیزان بدونیدکه خیلیهاامشب حاجت رواشدن..خیلیهابرات کربلاشون امضاشد..خیلیهاهم مثل من حقیریه تصمیمهایی گرفتم که امیدوارم ثابت قدم بمونم وسرقولهایی که باخودم وخدابستم بمونم ..قسمت تشیع جنازه بانوی دوعالم فاطمه زهرامحشربود..البته همه قسمتهاتون به حق تاثیرگذاربودن ..معلومه واقعاباجون ودل اجرامیکردین که اینجوربه دلمون نشسته..امشب وقتی تموم شدبیشترخانومهاچشمشون قرمزشده بودازبس اشک ریخته بودن…شوهرخودم که قشنگ احساساتی شده بوده واشک ریخته..من بچه یزدم واهل روضه ومنبر..شایداون روایتی که میگن وقتی گریه کن امام حسین واردمجلس عزای حسین میشه فرشته هابالهاشون روزیرقدوم عزادارهای حسین پهن میکنن..امشب که دیگه مطمانم همه ماروبالهای این نازنینهانشسته بودیم شک ندارم…خوش به سعادتتون که باعث وبانی این چنین ثوابی شدین…اجرتون باخداواهل بیت نازنینش..خیلی سبک شدم امشب…نفستون حق ودمتون گرم به امیدکارهای فاخرتری ازشماعزیزان دل….امیدوارم خاطره خوبی ازشهریزدداشته باشین وبهتون خوش بگذره…اجرکم الی الله….


من بدون چادر وارد نمایش فصل شیدایی شدم بعد که این صحنه هارا دیدم انگار به امام حسین مون ظربه زدم خیلی ناراحت شدم از اون به بعد دیگه توبه کردم بدون چادر هیجا نمیرم شما لطف بزرگی در حق ما کردین فکرهای منحرف مارا مثبت کردین وما را به سمت خدای بزرگمون بردین با تشکر حبیب الهی


فصل شیدایی امشب، برای من فصل شکفتن دل بود، فصل پیوستن حال و پسین و نمایش تکرار تاریخ؛ امشب به عنایت چهارده خورشید تابان خلقت، حال دلم ابری بود و اولین حاجتم عافیت شیدایان سازنده این فصل اجرکم عندالله


سلام.من دختری دانشجوهستم که درسن کم یتیم شدم همیشه فک میکردم بزرگترین غم عالم ماله منه ولی بادیدن فیلم و غم فرزندان حسین وفرزندان شهداكفتم نه غم اون معصومین واقعازیادبوده خیلی گریه کرردم واقعامراسمتون بهم فیض دادانگارتواون صحنه هامنم حضورداشتم خیلی ازتون ممنونم همچنین ازاین ترکیب زیباتون درموردشناساندن شیعه وقعاممنونم منکه اولین باربودهمچین مراسم پرفیضی رومیدیدم بهتون میگم خداقوت وبراتون دعامیکنم.


شیدایی شما دنیای درون من و همسرم رو دگرگون کرد. با شیدایی خودتون درون ما محشر به پا کردین. ما را شیدای واقعی کردین. کاش تا ابد همینطور شیدا بمانیم


فصل شیدایی مبلغی قوی برای ترویج شیعه است که با عنایت پنج تن ال عبا واقا امام زمان عظمت پیدا کرده. چرا که اول ان باتوسل حضرت ادم به پنج تن شروع وبادعای فرج امام زمان پایان می پزیردوواقعا انسان رامتحول میکند انشالله خداوند توفیق ادامه کاررادرشما بیشتر کند


مدتي است دراين شهرغريبم.به غربت خودم مي انديشيدم تا اينکه در فصل شيدايي ،عظيم ترين غربت هاي عالم چون غربت رسول خاتم،حيدر کرار،شيخ الخضاب،امام زمان و بالاتر از همه غربت خدادر زندگيم را احساس کردم.درد اين همه غفلت بردوشم سنگيني ميکرد کاش ميشدزير تابوت مادر را گرفت،کاش ميشد در آتش خيمه هاي حسين زهرا ميسوختم و آرام ميگرفتم،کاش ميشدجلوي امام رضا زانو زد و ميگفت منتظرمهدي موعودميمانم.کاش ميشد شب عمليات رمضان به رزمنده ها ميگفتم نگران نباشيد!سيد علي را تنها نميگذاريم در رکاب امام زمان جاي شما را سبز نگه ميداريم،نگران غيرت ما و حجاب دخترانمان نباشيد!شهرمان را فاطمي ميکنيم.خدايا ياريم ده پيروولايت باشم!!!


بسم الله رحمان الرحیم ای خدای مهربان ازتوممنونم که افرادگرانبهایی رابرای هدایت ما فرستادی تامادرجهل نادانی به سر نبریم این نمایش به من نشان داد که جز دنیای مادی چیزهایی وجود دارد که قابل مقایسه نیست فصل شیدایی فقط یک نمایش نبود بلکه یک زندگی. یک عشق. یک ایثار.وهرچیزی که در آن خلاصه شود بود این نمایش به ما نشان داد که ما پیرو راه چه افراد بزرگواری هستیم وبه شیعه بودن خودمان افتخار کنیم من امروز به شیعه بودنم افتخار میکنم که پیرو امام علی علیه السلام و ولایت فقیه هستم با تشکر از نمایش خوبتان


سلام من نجمه السادات دهقانی 19ساله ازیزدهستم میخواستم ازنمایش فوق العاده تاثیرگذارتان تشکرکنم اجرتون باامام حسین من 3شب قبل ازاینکه این نمایشوببینم خواب دیدم ازاسمان انوارالهی به سمت زمین فرود می اید ودراسمان بزرگ نوشته شده بود یابقیة الله وندامیرسیدامام زمان داره میاد ودرعالم خواب یه حسی داشتم که قابل وصف نیست وبادیدن نمایشتان همان حسی راپیداکردم که درخواب داشتم انشاالله درسپاه حق صاحب الزمان هم مثل الان حضوری باشکوه داشته  باشیدوسنگرسازمظلومان بی سنگرشوید


دیشب وقتی به تماشای فصل شیدایی آمدم حس عجیبی به من دست دادازاینکه توانستم از نزدیک درحس وحال غریبانه آن دوران و زندگی 5تن وهمینطورامام رضاع قراربگیرم. امیدوارم همه شان شفاعت کننده مان در این دنیاوآخرت باشند.همچنین ازتمام شمامسئولین متشکریم به خاطر زحماتی که برای مردم یزدکشیدید و این برنامه بسیار زیبا راارائه دادید.


سلام ببخشید روم نشد حرف بزنم ولی این جوری میگم دیشب خدا خواست که بیام تو مجلس عزاداری حضرت زینب من یکی ادم عرق خور از خود بیخود بودم  هیچ وقت مثله دیشب گریه نکرده بودم که دلم این جور بشکنه ازتون ممنونم که دیشب صحنه ی کربلارو اوردید جلوم همین باعث توبه من شد خدا نگدارتون باش که بعداز 10سال عرق خوری من توبه کردم.


جوانی دراوج خوشگذرانی وگردش درشبکه های اجتماعی2سالی بودکه ایمان خودراذره ذره ازدست داده بودم اماامشب بایادآوری خداوندواهل بیت بزرگوارش سیل اشک درچشمانم جاری شدحس میکنم درپناه اهل بیت دوباره متولدشدم


آدمها دارن خودشونو فراموش میکنن یا بهتره بگم با بی حجابی و رشوه و … خودشونو میفروشن نمیدونن خودشون بهترین خلقت روی زمین و آسمون هستن ولی شما با فصل شیدایی یا بهتره بگم فصل شکوفایی حداقل به خود من فهماندین که خودم یا انسان ها چه ارزش و مقامی دارن ممنون از فصل شیدایی و تمام خدمتگزارن امام زمانیش


نمایش زیبایی بود کودک 4ساله من با اشکهای معصمانه اش گریه میکرد خواهش میکرد که:نه آتش نزنید حضرت زهرا میترسد،حضرت رقیه س را نترسانید سر پدرش را برایش نبرید، میگفت مادر چرا کسی کمکشان نمیکند بگذار من به کمکشان بروم .اطرافیان تعجب کرده بودند که کودکی به این سن این چیزهارا از کجا میداند .من از سال پیش برایش گفته بودم زندگی نامه حضرت امام علی و اهل بیت را…. ممنون و سپاس گذاریم بابت لحظه هایی که به اسم و عطر خانوم فاطمه زهرا و امام حسین ع به ما هدیه کردید.دست علی یار و نگهدارتان.معبودی.


سلام،برنامه عالي و زيباي ديشب رو ديدم باردارم و تمام حسي که از ديدن نمايش زيباتون داشتم رو به فرزندي که در شکم دارم منتقل کردم وخوشحالم که تمام چيزهايي رو که بنابود برايش توضيح بدهم بصورت خيلي زيبا و واضح ديد و جالب اينکه با تمام صحنه هاي برنامتون اشک ريختم و فرزندم نيز ابراز احساسات ميکرد و تکان ميخورد با هر تکانش به من ميفهماند که او نيز ببينده است و لذت ميبرد که زندگينامه سرورانمان را نظاره ميکندبعد از برنامتان احساس سبکي وشعف کردم،برايتان بهترينهاراخواستارم.


من و همسرم مدتی است دراین دارالعباده ساکن شدیم، به غربت خودمان اندیشیده بودیم تا اینکه درفصل شیدایی،عظیم ترین غربت های عالم چون غربت رسول خاتم.حیدر کرار،شیخ الخضاب،امام زمان و بالاتر ازهمه غربت خدارادر زندگیم احساس کردم.شب زیبا ودردناکی بود.درد این همه غفلت،بر دوشم سنگینی میکردکاش میشد زیرتابوت مادر را گرفت.کاش میشد درآتش خیمه های حسین زهرا شهیدمیشدم وآرام میگرفتم.کاش میشدجلوی امام رضازانوزدوگفت ممنون که به ایران آمدید و مامن آرامش ماشدید.کاش میشدشب عملیات رمضان به رزمنده هامیگفت نگران نباشید! سیدعلی راتنهانمیگزاریم.ما دررکاب امام زمان جای شماراسبزنگه میداریم.نگران غیرت ما و حجاب دخترانمان نباشید!شهرمان را فاطمی میکنیم.خدایاهمت بده کاش هایمان حقیقت یابند. خداقوت


با فصل،فصل شیداییتان همراه شدم وزیر آسمانی پر از ستاره اشک دیده گانم ،دل وجانم را صفا بخشید،در تک تک لحظه های نورانی روایات، دلی به وسعت نیکان روزگار آرزویم شد، وسوالی تمام ذهنم را پر نمود که آیا اگر در لحظه های سر نوشت ساز تاریخ میبودم چگونه راهی را انتخاب میکردم؟آیا راهی که مرا به عاقبت بخیری هدایت نماید یا….؟اما اعتقادم این است که هم اکنون نیز در برهه ای از تاریخ ایستاده ایم ،وآنچه از اینجا توشه ام شد توکل وتوسل به ائمه اطهار واستعانت از خودشان برای عاقبت بخیر شدن است.از خداوند میخواهم که توفیق تربیت وپرورش اسلامی فرزاندانم را به نیکی به من عطا نماید وخدا را به غربت خوبان وپاکانش بر روی زمین قسم میدهم که ما را گرفتار این زمین خاکی نگرداند.در آخرروی این پهنه خاکی دارالعباده وزیر ستاره باران کویر ،برایتان خیر وبرکت وعاقبت بخیری را از خداوند خواستارم،که با به کار بردن حداکثر  توان خود واین  همه هنر ومحتوا، ضمیر خفته ی مخاطبان خود را بیدار نمودید،مطمئن هستم  ذخیره قبر وقیامتتان خواهد شد.ان شاالله.


فصل شيدايي مرا شيدا نمود     مرده بودم كم بودم بيدا نمود    در دلم جوشيد شور و اشتياق  مست و مجنون رخ ليلا نمود     باسلام از برنامه بسيار خوبتان تشكر مي كنم